موپسان، نویسنده بزرگ قرن نوزده، نگاهی تیره و بدبینانه به طبیعت انسان و زندگی او دارد. بدون شک ریشه این بدبینی به دوران بچگی و جوانی نویسنده باز می گردد. مشکلاتی که پدر و مادرش در زندگی مشترک داشتند و همچنین مسائل سیاسی و جنگ تاثیری منفی بر ذهنیت موپسان گذاشتند. چنین تاثیری بعدها به صورت بدبینی نمود پیدا کرد. قصه ها و رمان هایش شاهد این مدعا هستند، اما رمان بل امی در این زمینه گویاتر است.ژرژ دو روی، قهرمان این رمان، مانند خود نویسنده هرگز خود را به آنچه که در جامعه به دست می آورد قانع نشان نمی دهد. او نگاهی انتقادآمیز به روابط انسانی دارد، جامعه را به تندی نقد می نماید و مانند شوپنهاور معتقد است که زندگی هرکدام از ما یک تراژدی واقعی است. بالاخره او زندگی را در تمامیتش زیر سوال می برد زیرا بر این باور است که هر آنچه که ما انجام می دهیم ما را به مرگ نزدیک تر می سازد و به رغم تمام داشته هایمان: عشق، همسر، دوست، کار، پول، افتخار، ... همواره مرگ را پیش روی خود داریم، مرگی که به همه چیز پایان می بخشد.